بهار

بهارا
چو رگ های اهل زمین از پی هم جان می گیرند و سبز می شوند، دل های اهلش را نیز پیاپی جانی دیگر ببخش

/ 4 نظر / 12 بازدید
سید محسن

به نام حضرت دوست باز خمیازه کشید دانه در بستر خاک گفت : ای وای عجب خوابی بود چه کسی باور داشت، که پس از آن همه دم سردی باد . . . . . غارت باغ ، سوسن از خنده زبان باز کند دشت از غش غش کبک، پرده در پرده طرب ساز کند نفس رویش برگ، به ترنم طلبد باران را حالیا دل شدگان فصل بیداری هاست وقت آن است که از خواب گران برخیزیم در کویر دل خود، آب را سبز کنیم . در پناه حضرت دوست

سید محسن

به نام حضرت دوست این دلهای اهل را میدانید چه چیز جان میبخشد؟ اشک عشق به حسین (ع) چرا که خدا خودش فرموده و جعلنا من الماء کل شیء حی دعا کنید که این عشق همواره برویاند در پناه حضرت دوست

خیبرشکن

سلام این تاریح ما در کربلای جنوب بودیم بعدش هم رفتیم کربلای ارباب خیلی یادتون بودیم یاعلی

رها

خدایا الهی آمین